پر کردن شکاف همه جا خودشو نشون میده. یا در واقع شکاف هایی که بنحوی پرشدن.
وقتی روی تن و بدن ادمهاست جای بخیه ای که اون شکاف رو از بین برده همیشه نشون از شکافتن پوست در گذشته ای دور یا نزدیک رو میده.
و وقتی که این شکاف تو روابط و دوستی ها ایجاد میشه خودشو با سردی و گاهی تصنعی بودن محبت ها نشون میده.. گاهی هم با سکوت.. چون دیگه حرفی برای گفتن نیست..
البته در صورتی که اصراری به از بین بردن اون شکاف باشه. وگرنه که عمیق تر میشه.
“من رشته ی محبتت را پاره میکنم/ شاید گره خورد به تو نزدیک تر شوم”
اولین بار که جمله ی بالا رو شنیدم سوم راهنمایی بودم. از یکی از دوشخصی که در عین محبت و دوستی اختلافشون بالا گرفته بود.البته در سنین 35-40 بودند..
نمیدونم این جمله نوشته یا گفته ی کیه. ولی من اصلا دوستش ندارم.
ازون موقع بارها و بارها از زبون ادمای مختلف و تو موارد مختلف شنیدمش.یا خوندمش.
یه جمله ی کلیشه ای عین اکثرجمله های دیالوگای سینمای فارسی ..
مثلا این جمله هه که:” اگه یه بار فقط یه بار دیگه ببینم که”…. یا مثل :” کی میتونه این موقع شب پشت در باشه؟”یا رمانتیک ترش ” من تورو اسون بدست نیاوردم که اسون از دست بدم “
چرا وقتی اینو به یه دوست میگیم به اون کلمه ی “شاید” توجه نمیکنیم؟
خوب شاید که قطعی نیست.
اگر دیگه گره نخورد چی؟
اصلا رشته ی محبت چرا باید پاره بشه؟
حتی اگر گره هم بخوره دوباره و ظاهرا نزدیکی صورت بگیره اما همیشه یه گره سفت اون وسط داره خودنمایی میکنه.
اخرین بار خونه ی یه دوست این جمله رو شنیدم.. بیشتر از یکماه پیش.
البته مخاطب من نبودم. این دوست من کلا شاعر مسلکه و همینجور که راه میره گاهی جمله ها و شعر هایی رو زمزمه میکنه.. ولی تا این جمله رو شنیدم با خنده گفتم سر جدت بی خیال شو من اصلا اعصاب این رشته رو پاره کردن و گره زدن رو ندارم.
ولی انگار جمله هه اثر خودشو گذاشت و رشته هه یه جوری بباد رفت.
حالا میخوام اینو بگم به اونایی که به این جمله اعتقاد دارند..
بی خیال ِ اون گره ِ نزدیک کننده ی محبت بشید…. میشه؟؟؟
*
*
زيركی را گفتم اين احوال بين خنديد و گفت
صعب روزی بوالعجب كاری پريشان عالمی
*
*
از بازگشت لوطی ِ بلاگستان بسی خشنود و خرسندیم . شاید هم کمی ذوقمرگیم ::: ))
تو چشممون انگار چلچراغ روشن کردند از نوع هر لامپش 500 وات !!!
.
